بلوغ و حاشیه هایش

در این ایام احساسات و عواطف متعدد قوی و غیرقابل پیش‌بینی در نوجوان وجود دارد که گاه در تضاد با یکدیگرند و باعث یک سری تغییرات خلقی و رفتاری می‌شود. اولین و بهترین افرادی که می‌توانند نوجوان را در کنترل این تغییرات تا عبور از دوران بلوغ کمک کنند اعضای خانواده، به خصوص والدین هستند.

1. آگاهى دادن نسبت به تغییرات جسمى بلوغ: در خصوص تربیت جنسى نوجوان، والدین، دو وظیفه کلى و اساسى دارند:
الف) او را با حقایق صحیح جنسى در ساختار بدن، آشنا کنند یعنی توضیح دهند که دستگاه‌هاى جنسى چگونه کار مى‌کنند و تأمین بهداشت آنها چگونه امکان‌پذیر است.
ب) به او یاد بدهند، چگونه میل جنسى خود را با توجه به ارزش‌هاى اخلاقى و فرهنگى جامعه‌ی خود ارضاء کند و در نتیجه، از انحراف و پیدایش اضطراب و عوارض روانى دیگر، در امان باشد.
2. تعدیل حالت‌هاى روانى: یکی از مواردی که همه‌ی ما کم و بیش در مورد دوران نوجوانی و بلوغ به آن واقفیم تغییرات روحی و روانی این ایام است. لابد این جمله را اگر زیاد نگفته باشید زیاد شنیده‌اید که «بهش پیله نکن نوجوونه دیگه! روحیه‌ش الان حساسه!» در این ایام احساسات و عواطف متعدد قوی و غیرقابل پیش‌بینی در نوجوان وجود دارد که گاه در تضاد با یکدیگرند و باعث یک سری تغییرات خلقی و رفتاری می‌شود. اولین و بهترین افرادی که می‌توانند نوجوان را در کنترل این تغییرات تا عبور از دوران بلوغ کمک کنند اعضای خانواده، به خصوص والدین هستند. ضمن اشاره به این تغییرات خلقی و رفتاری نکاتی را هم در برخورد با نوجوان یادآور می‌شویم:

اضطراب: وقتی علائم بلوغ پدیدار می‌شوند نوجوان با شرایط جدیدی روبرو می‌شود. همه‌ی نوجوانان در جستجوی هویت خود هستند. نوجوان می‌خواهد بداند کیست؟ از هیچ‌کس بودن، به جایی نرسیدن، بی‌ارزش‌بودن و واقعی نبودن هراس دارد.

ترس: ترس از شکست در تحصیل، ترس از بروز بیماری، ترس از تنها شدن و از دست دادن دوستان هم از دیگر مسائلی است که برای نوجوان اضطراب‌آور است. بعضی وقت‌ها علت اضطراب برای نوجوان معلوم است و بعضی اوقات نامعلوم؛ اما در هر حال آنچه از حملات اضطراب‌ها نصیب نوجوان می‌شود، رنج و اندوه است. نوجوان گاهی اوقات حتی خودش هم نمی‌داند چرا اینطور شده است! فقط احساس سردرگمی دارد و گاهی حس می‌کند فضای خانه و حتی دنیا برایش تنگ شده! به همین خاطر ممکن است ترجیح بدهد بیشتر اوقاتش را در تنهایی یا با دوستان هم‌سن و سال بگذراند. ممکن است نوجوان احساس خود را بروز ندهد اما اگر به کسی اندکی اعتماد کنند احتمالا به حرف‌زدن و جستجوی راهی برای خلاصی از این حالت می‌پردازند.

-جروبحث ممنوع: یادتان باشد که یکی از بدترین اقدامات برای کمک به فرزندتان جروبحث با همسرتان است که چرا برای نوجوانتان وقت نمی‌گذارد! نوجوان به علت همان سردرگمی ایام بلوغ، بیش از هر چیز به یک فضای آرام، بانشاط و محبت‌آمیز احتیاج دارد تا احساس امنیت و تعلق خاطر داشته باشد. بحث کردن مقابل او حتی در دفاع از او، برایش ناخوشایند بوده و احساس اندوهش را مضاعف می‌کند.
به یاد داشته باشید که صحبت‌کردن به خودی خود سبب تخلیه‌ی هیجانی می‌شود. لازم نیست در جواب تمام صحبت‌های‌شان حتما نظر بدهیم یا راه‌حل ارائه کنیم! مگر آنکه خود نوجوان راهنمایی یا پاسخ شما را بخواهد
اوقات فراغتش را سرریز نکنید: یکی دیگر از عواملی که می‌تواند اضطراب نوجوان را کاهش دهد، فعالیت‌های سالم از جمله ورزش، مطالعه، حضور در فعالیت‌های اجتماعی مناسب سن و سال اوست. سعی کنید بر مبنای علائق و توانمندی‌هایش اوقات او را با فعالیت‌های سالم در فضاهای مناسب پرکنید؛ مثلا راهنمایی‌اش کنید تا یک رشته‌ی ورزشی مناسب وضعیت جسمی خود انتخاب کند. این کار نه تنها برای سلامت جسمش مفید است که باعث دفع انرژی اضافیِ او می‌شود. یا مثلا استفاده از کتابخانه‌ی محل و یا کلاس‌های مختلف مهارتی یا هنری. دقت کنید تا اوقات فراغتش را آنقدر پر نکنید که برایش خسته‌کننده و ملال‌آور شود. یادآور می‌شویم ممکن است علاقه و انتخاب فرزندتان با خواست و علاقه‌ی شما در انتخاب ورزش یا هنر و… یکسان نباشد. چنانچه فقط اختلاف سلیقه‌ی شخصی دارید و مانع دیگری وجود ندارد خاطرتان باشد که او باید از فعالیتی که می‌کند لذت ببرد نه شما! شما تنها می‌توانید مثل یک دوست همراه به او مشاوره بدهید و حق انتخاب برایش قائل باشید.

– الابذکرا… تطمئن القلوب: ارتباط با خدا و عبادت و دعا نیز از جمله مواردی است که برای نجات از ترس‌های مختلف و اضطراب یاری‌دهنده است. تکیه به یک نیروی لایزال و قدرتمند می‌تواند احساس امنیت خاطر فرد را افزایش دهد. حضور در محافل معنوی به خصوص در نماز جماعت و فعالیت‌های مسجد یا دیگر اماکنی که فعالیت مذهبی دارند علاوه بر اینکه اوقات نوجوان را به صورت سالم پر می‌کند، سبب احساس آرامش نیز می‌شود.

– اول گوش‌کردن، بعد سکوت‌کردن: به یاد داشته باشید که صحبت‌کردن به خودی خود سبب تخلیه‌ی هیجانی می‌شود. لازم نیست در جواب تمام صحبت‌های‌شان حتما نظر بدهیم یا راه‌حل ارائه کنیم! مگر آنکه خود نوجوان راهنمایی یا پاسخ شما را بخواهد.

– ارفاق نه، اعتدال آری: آخرین نکته اینکه محبت‌های والدین در این دوران نباید رنگ و بوی گذشت و ارفاق داشته باشد! قرار نیست نسبت به تمام اعمال و رفتار نوجوان چشم‌پوشی داشت البته تسامح در حد اعتدال و منطقی بلامانع است.
در مقاله ی بعد با بقیه ی موارد با ما همراه باشید.

تبدیل کودکی سازگار به نوجوانی ناسازگار

شیوه‌ی تفکر کودک با تفکر نوجوان، کاملاً متفاوت است . کودک واقع‌گرا و سازگار، به نوجوانی آرمان‌گرا و غالباً ناسازگار تبدیل می‌شود.
یکی از مهم‌ترین تغییرات دوره‌ی نوجوانی، تغییرات فکری است . تحول فکری دوره نوجوانی تأثیرات گوناگونی بر رفتار و شخصیت فرد می گذارد. با ورود به دوره نوجوانی یك تحوّل كیفی در تفكر پیدا می شود. تغییر رفتار و گفتگوها، استدلال ها و اظهارنظرها و دیدگاه های انتقادی نوجوانان از نتایج این تحول فکری است که به آرمان گرایی ، رشد هویت ، خود مرکز بینی ، خیال پردازی، برنامه ریزی برای زندگی می انجامد واز تأثیرات همین تفکر دوره نوجوانی است. به چند مورد از مهم ترین این تأثیرات تحول فکری اشاره می کنیم:
آرمان گرایی نوجوانان
به نسبتی که نوجوانان به دنیای بزرگسالی پای می گذارند ، آن چه را می آموزند مورد ارزیابی قرار می دهند. با رشد ذهنی ، نوجوانان آرمان گرا می شوند . وقتی متوجه می شوند وضعیت واقعی کمتر از وضعیت مطلوب است از بزرگسالان به شدت انتقاد می کنند و تا چند وقتی دچار تقدس مآبی می شوند.
خانواده و نهادهای تعلیم و تربیت ایرانی باید جهت گیری سالمی را در این ویژگی شخصیت نوجوانان به وجود آورند و آرمان گرایی نوجوانی رابه تدریج با واقعیت گرایی نوجوانی در هم آمیزند و آن را دستمایه رشد نوجوانان قرار دهند.

رشد تدریجی ارزش های دراز مدت
در دوره نوجوانی ارزش هایی که مضمون دراز مدت دارد رشد می کند، برخلاف دوران کودکی که هدف دسترسی فوری به هدف و رضایت آنی است. ویژگی اصلی قابل مشاهده در نوجوانان قبول تدریجی نقش های بزرگسالی است.این ویژگی شامل تمایل آن ها برای برابر دانستن خود با بزرگسالان ، پیدا کردن یک برنامه زندگی خوب، توجه به مسائل آینده خود و داشتن آرمان هایی در مورد تغییر دادن جامعه است.
تأثیر دیگر تحول تفکر نوجوانی، رشد شکل تازه ای از خود مرکز بینی است. ظرفیت فکر کردن درباره افکار خویش ، آگاهی موشکافانه درباره خود و خصوصیات شخصی و آرمان های خویش شدت می گیرد. نتیجه این تحولات آن است که نوجوان دچار خودمرکز بینی و خودآگاهی و درون نگری می شود
رشد هویت
برای رشد هویت ضرورت دارد که نوجوانان بتوانند به افکار خویش بیندیشند. باید تعدادی اصول درباره خود مثلاً این که ” من از نظر جسمی فرد قدرتمندی هستم” ، یا ” دیگران به من احترام می گذارند” ایجاد کنند. این اصول بر تعدادی از ویژگی ها مبتنی است. توانایی نوجوانان در تفکرات انتزاعی باعث می شود که چند نظر را به طور همزمان به ذهن بیاورند و به بررسی و مقایسه آن ها بپردازند. مثلاً می توانند از دوست خود بپرسند که” تو درباره قدرت بدنی و عضلات من چه فکر می کنی؟” یا ” تو فکر می کنی بدن من ضعیف و عضلاتم صاف است؟”
به این ترتیب نوجوان به تدریج یاد می گیرد که از نظریه هایی که مورد بررسی قرار می دهد بعضی را نادرست بداند و کنار بگذارد و آن چه را حقیقی می داند قبول کند. نتیجه این امر آن است که او مفاهیمی درباره خود و ویژگی های هویت خویش می سازد.

خودمرکز بینی
تأثیر دیگر تحول تفکر نوجوانی، رشد شکل تازه ای از خود مرکز بینی است. ظرفیت فکر کردن درباره افکار خویش ، آگاهی موشکافانه درباره خود و خصوصیات شخصی و آرمان های خویش شدت می گیرد. نتیجه این تحولات آن است که نوجوان دچار خودمرکز بینی و خودآگاهی و درون نگری می شود.
نوجوانان افکار خود را به جای آن که متوجه دیگران کنند بر خود متمرکز می کنند و به قدری در این راه جلو می روند که گمان می کنند دیگران نیز به همین اندازه متوجه و متمرکز بر حضور و رفتار آن ها هستند. مثلاً وقتی که در اتوبوس نشسته اند و یا حتی وقتی که در آشپزخانه تنها هستند فکر می کنند که کسی ناظر رفتار آن هاست. و چنین است که نوجوانان اکثر وقت ها فکر می کنند که ” در صحنه” هستند و انرژی زیادی در واکنش به مخاطب خیالی صرف می کنند . افسانه سازی شخصی نوجوانان در ادامه این خودمرکز بینی پیدا می شود و آنان خود را از هر جهت بی همتا و مخصوص تلقی می کنند.
نوجوان

خیال پردازی
یکی از نتایج توانایی فکر کردن به افکار خود در نوجوانان این است که آنان از عالم واقع فاصله می گیرند و به عالم رویا فرو می روند. رویاهای نوجوانی می تواند مفید باشد و به این وسیله می توانند رفتارها و راه حل های گوناگون مسائل را از طریق تخیلات خود مورد بررسی و آزمایش قرار دهند.

برنامه ریزی برای زندگی
نوجوانان قادرند طرح های شگفتی را برای رسیدن به هدف های جسورانه خود ، برای تقلید از الگوهای زندگی بزرگسالی و برای شرکت در محافل بسته دوستان خود ، بیافرینند. با رشد تفکر و واقع بینی ناشی از افزایش تجاربشان ، راه های تازه ای برای زندگی و رشد خود پیدا می کنند. این گونه بحران های خیال پردازی و افراطی گری را پشت سر می گذارند و به سوی شناخت بیشتر واقعیت هایی که زندگی آن ها را فرا گرفته است روی می آورند. فکر کردن به زندگی شغلی و جستجو برای کسب دانش و مهارت هایی که بتوان به تخصصی برای گذران زندگی دست یافت نشانه روشنی است از عبور آنان به دنیای جوانی و بزرگسالی است .
وارد کردن نوجوانان به زندگی شغلی ( به صورت پاره وقت) برای تسهیل رشد انسانی و ورود به دوره جوانی و بزرگسالی ، ضرورتی انکار ناپذیر است. کار کردن نیاز هر انسان سالم و درمانگرِ احساسی نگری و خیال پردازی های نوجوانی است. نوجوانی که به دنیای کار ( به صورت پاره وقت در طول سال و در ایام تعطیلات تابستان ) وارد می شود فشارهای ناشی از هیجانات نوجوانی را بهتر تحمل خواهد کرد و رشد اجتماعی و فکری و عاطفی او تسریع خواهد شد.
مهم تر از خود کار این است که به نوجوان فرصت داده شود ایده های خود را در جریان کار به مرحله آزمایش بگذارد و از این طریق رشد “خود” را به تدریج گسترش دهد، طرح مناسبی برای ایفای نقش های شغلی و اجتماعی خویش بریزد و برنامه زندگی خود را معین کند.

متهم به دورویی

نوجوانان گاهی حرف هایی می زنند و طوری از اصول اخلاقی دفاع می کنند که متعجب می شویم اما چرا بر خلاف آن ها عمل می کنند؟
نوجوان
از آن جا که گاهی حرف و عمل نوجوانان متناقض یکدیگر است، برخی از بزرگسالان آنان را به دورویی متهم می کنند. مثلا نوجوانی ممکن است از برادر خود پیش پدر شکایت کند که او بدون اجازه و بی خبر به وسائل شخصی او دست زده و چیزی را برای خود برداشته است. همین نوجوان ممکن است بدون اجازه و بی خبر برخی از وسائلی را که متعلق به خواهر اوست بردارد و ایرادی در این کار نمی بیند. او از پدر خود گله دارد که چرا برادرش را از کاری که می کند منع نمی کند اما اگر خود او را از برداشتن وسائل خواهرش منع کنند به شدت ناراحت می شود. مثال دیگر این است که نوجوان از کثیف بودن خیابان ها یا از تأخیر مأموران جمع آوری زباله شکایت می کند اما خود او ممکن است از جمله کسانی باشد که پوست میوه و تخمه و امثال آن ها را بی محابا در گوشه و کنار کوچه و خیابان می ریزد.
به آن چه توصیه می‏کنید پایبند باشید
به آن چه توصیه، راهنمایی و ارشاد می‏کنید، خود عملاً پایبند باشید . طبیعی است، کسی که خود به صفتی پایبند نیست و عمل نمی‏کند، در صورتی که آن را به دیگری توصیه کند، مورد پذیرش و مقبول واقع نمی‏شود . وقتی نوجوان در جریان تربیتی با تعارض و تضاد مواجه می شود و آنچه را به او آموزش داده می شود، چه در كلاس درس و چه در جریان تربیتی والدین، وعكس آن موارد را در عمل والدین و در محیط خویش می بیند، به آن عمل نمی کند. شاید به نوجوان توصیه شود كه سیگار برای سلامتی مضر است، اما مشاهده می كند كه پدر خانواده اش سیگاری است. به نوجوان خواندن نماز اول وقت سفارش شود، اما اطرافیان او نسبت به نماز سهل انگار باشند.
شاید علاوه بر عادت های قبلی نوجوان یا وجود تضاد در حرف و عمل بزرگسالان که الگوی رفتاری برای نوجوانان هستند، علت این دوگانگی در مرتبط کردن این اصول کلی به موارد مشخص است. نوجوانان تازه بالغ می توانند اصول کلی ( نظیر کثیف کردن محیط زندگی کار درستی نیست) را بفهمند اما هنوز تجربه کافی ندارند که این اصول کلی را در عمل روزمره خود به کار گیرند. از این جهت به جای این که مشکل آن ها را ناشی از دوگانگی یا دورویی بدانیم بهتر است آن را نتیجه مشکل ادراکی از یک سو و الگوهای رفتاری پیشین از سوی دیگر، تلقی کنیم.
نوجوانان غالباً فکر می کنند همین قدر که اصول اخلاقی را می فهمند و به زبان و احساس خود از آن دفاع می کنند کافی است و نیازی نیست که حتماً در عمل هم به این اصول پایبند باشند
نوجوانان غالباً فکر می کنند همین قدر که اصول اخلاقی را می فهمند و به زبان و احساس خود از آن دفاع می کنند کافی است و نیازی نیست که حتماً در عمل هم به این اصول پایبند باشند . این طرز فکر و عمل باعث ناراحتی مربیان و والدین می شود و با برخوردهای خشن و یا ملامت کردن آنان مشکل را بزرگ تر و طولانی تر می کنند.جالب این جاست که این گونه رفتار و گفتار از جانب بزرگسالان باعث کم شدن قدر و ارزش خود بزرگسالان و متهم شدن آنان به دورویی از جانب نوجوانان ، که به خصوص از نظر عاطفی در خود مرکز بینی نسبتاً شدیدی گرفتارند، نیز می شود.
مسئله دیگر این است که توانایی نوجوانان در اندیشیدن درباره خود و افکار خود، جامعه و انتظارات بزرگسالان از آنان ، زمینه دیگری برای دوگانگی را فراهم می آورد و آنان خود را به گونه ای نشان می دهند که ممکن است واقعاً چنان نباشند. مثلا برخی از نوجوانان ممکن است واقعاً از برنامه های مدرسه و رفتارهایی که در آن جا با آنان می شود واقعاً ناراضی باشند اما چهره دیگری از خود نشان دهند و هیچ وقت از مدرسه و دبیران ، به خصوص به خود آنان ، اظهار نارضایتی نکنند. همین طور برخی دیگر ممکن است از والدین خود واقعاً ناراضی باشند ولی هرگز جرأت ابراز آن را نداشته باشند، زیرا فکر می کنند که والدین و ( اولیای مدرسه) اساساً حق اعتراضی برای آنان و افکار و احساساتشان نمی شناسند. نتیجه چنین وضعیتی این می شود که آنان وجود خود را انکار کنند و به جای رشد سالم شخصیت و بیان صریح خود، دورویی پیشه کنند و تا مدت ها مشکل اصلی خود را ابراز نکنند.

روانشناسی برخورد با نوجوانان

پایان دوران کودکی، آغاز دوره جدیدی است که هر انسانی باید آن را سپری کند. به اعتقاد کارشناسان و روان‌شناسان، این دوره که موسوم به دوران نوجوانی است، حادترین، حساس‌ترین و بحرانی‌ترین دوران زندگی هر انسانی است که لاجرم باید از این گردباد شدید عبور کند. این گردباد چنان همه وجود نوجوان را دست‌خوش تغییر می‌کند که او را دچار بحران هویت، تحیر و سرگشتگی می‌کند. چنین فردی با ورود به این مرحله هرگز آرام ندارد، همواره در حال جنب‌وجوش و التهاب است. بر موجی سوار است که هر لحظه انتظار رسیدن به ساحل نجات را دارد. بی‌قرار است و به هر سو می‌زند تا خود را به ساحل برساند.
در واقع، نوجوان همان کودک 10 یا 11 ساله دیروزی و آرامی است که بی‌چون و چرا، دستورات و اوامر بزرگ‌تر از خود را در خانه می‌پذیرفت. اما با ورود به این دوره و تنها به فاصله مدت زمان کوتاهی، به یک باره تغییر مشی داد، و برخلاف انتظار به همه کس و همه چیز نه می‌گوید، نه تنها همان کودک سر به راه دیروز نیست، بلکه کاملا فردی ماجراجو و پرخاشگر است. چهره او به ناگاه عوض می‌شود، لحن گفتارش تغییر می‌کند، رنگ پوست و لهجه، رفتار و مشی او به گونه‌ای دیگر می‌شود و این همان چیزی است که والدین را شدیدا نگران کرده و موجبات تشویق خاطر آنان را فراهم می‌آورد.
بنابراین، آشنایی با مسائل و مشکلات نوجوانان و جوانان و بیش از هرچیز آشنایی با شیوه برخورد با آنان، ابتدایی‌ترین و ضروری‌ترین نیاز و ابزار برای کسانی است که به نحوی با نوجوانان برخورد می‌کنند. زیرا هرگونه ناآشنایی و غفلت از این گونه مسائل بیش از بیش موجبات تشدید مشکلات آنان را فراهم می‌آورد. اما بیش از هر چیز توجه به چند نکته ضروری است:
1. اصولا فصل نوجوانی و جوانی، فصل معماوار، پیچیده و کوران دگرگون شونده و دگرگون‌ساز و تغییر و تحول است. در این مرحله، گویا آدمی (کودک) می‌میرد و انسان دیگر (نوجوان و جوان) زنده می‌شود. اساسا، نوجوان، کودک دیروز و یا کودک بزرگ‌شده امروز و جوان نیز همان نوجوان دیروزی نیست، بلکه انسانی از نوع دیگر است. لذاست، که در برخورد با چنین انسانی، باید شیوه برخورد نیز نسبت‌به، مقطع کودکی و… تغییر یابد.
2. سر معماوارگی و ابهام و پیچیدگی دوره نوجوانی و جوانی تنوع و گونه‌گونی مؤلفه‌های شناسا و ناشناسا، شناخته شده و ناشناخته‌ای است که هویت نوجوان و جوان را شکل می‌دهد. هویت نوجوان و جوان امروزی، تحت تاثیر بسیاری از عوامل شناخته و ناشناخته درونی و بیرونی از جمله محیط، جامعه، خانواده، وراثت، ملیت، نژاد، طبقه اجتماعی ،زیست‌بوم، فرهنگ ملی و محلی و جهانی، میزان و تحصیلات، نوع تخصص، شغل، نوع گرایش سیاسی و… است. از این‌رو، در شناخت هویت و مقتضیات و مسائل و مشکلات یک نوجوان و جوان و پاسخ بدان و اساسا در برخورد با آنان باید شیوه‌ای متفاوت برگزید. یعنی نوع برخورد با یک کودک، نوجوان و جوان باید ماهیتا متفاوت باشد و نمی‌توان در هر سه مقطع به یک شیوه با آنان برخورد کرد، در واقع برخورد با هر مقطع روان‌شناسی خاص خود را می‌طلبد.
3. برای شناخت نسل نو و تنظیم روابط و مناسبات سازنده با نوجوان و جوان، باید از چهار بعد و در چهار گرایش مقتضیات و مختصات یک نوجوان و جوان مطالعه شود: از بعد زیست‌شناختی، روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و مردم شناختی. درواقع، برای برخورد شایسته با یک نوجوان و جوان، باید جوان از لحاظ زیستی، روانی، اجتماعی و مردم‌شناختی مورد مطالعه دقیق و موشکافانه قرار گیرد.
برای مثال، از لحاظ روان‌شناختی، برای برخورد مناسب و سازنده با یک نوجوان و جوان، باید مربی و کسی که با وی برخورد می‌کند، سه اصل مهم جلب اعتماد، فاصله‌زدایی و ذهنیت‌شناسی را وجه همت‌خویش قرار دهد و آن را به عنوان اصلی‌ترین و کارآمدترین ابزار مناسبات میان خود و جوان و نوجوان در نظر بگیرد.
الف. اعتمادسازی و جلب اعتماد از ابتدایی‌ترین ابزار یک مربی و یک مبلغ و یک پدر و مادر فهیم و فرهیخته‌ای است که برای درک فرزند نوجوان و جوان خویش به کار می‌گیرند. در واقع، جلب اعتماد، پذیرش و مقبولیت فرد توسط مخاطب است. جوان و نوجوان باید ما را بپذیرند و تا زمانی که ما را به دیده قبول ننگرند و احساس نکنند که ما آن‌ها را درک می‌کنیم، چیزی از ما نمی‌پذیرند.
ب. فاصله‌زدایی و تفاوت‌زدایی، از دیگر مکانیسم‌های روان‌شناختی برخورد با نوجوانان و جوانان است. فاصله‌زدایی به معنی زدودن و کاستن فاصله‌ها و احساس همدلی و هم احساس شدن با مخاطب و القای قرابت و شباهت‌خود با مخاطب است. در حقیقت‌با این کار، جوان و نوجوان احساس می‌کند نه تنها بین او، طرف مقابل هیچ فاصله و شکاف طبقاتی وجود ندارد که رابطه‌ای کاملا صمیمی و همدلانه وجود دارد.
ج. ذهنیت‌شناسی مخاطب نیز از دیگر مکانیسم‌های روان‌شناختی برخورد با کودکان و نوجوانان است. ذهنیت‌شناسی به این معناست که بدانیم مخاطب چگونه می‌اندیشد، به چه می‌اندیشد و مشکل اصلی او چیست و درباره ما چگونه می‌اندیشد. ذهنیت‌شناسی، در واقع داشتن هنر مخاطب‌شناسی است و این‌که در ذهن مخاطب نوجوان و جوان چه می‌گذرد.
برای حسن برخورد با مخاطب، به ویژه نوجوانان و جوانان، از منظر روان‌شناسی عمدتا به سه شیوه می‌توان عمل کرد:
الف . رعایت نکات شکلی و صوری

یکی از قالب‌ها و سبک‌های برخورد با مخاطب این است که از لحاظ شکلی، ظاهری و صوری به نکات ذیل توجه نمود:
1 . رعایت جاذبه‌های صوری: در برخورد با نوجوانان و جوانان، به ویژه کسانی که از موضع یک مربی و یا مبلغ برخورد می‌کنند، باید جاذبه‌های صوری از جمله رعایت روان‌شناسی برخورد، رعایت نوع رنگ پوشاک و به کارگیری رنگ‌های شاد و دلنشین را مراعات نمود . طبیعی است کسانی که از موضع یک مربی و معلم در برخورد با مخاطب از نوع پوشش با وقار، سنگین، پاکیزه، دارای رنگ جذاب و شاد استفاده می‌کنند، به مراتب تاثیرگذارتر از افرادی هستند که از پوشش مناسب و یا از نوع رنگ شاد استفاده نمی‌کنند .
2 . برخورد با نشاط و گشاده‌رویی: اساسا بهترین نوع برخورد با مخاطب، بویژه در نوع برخوردهایی که جنبه تربیتی داشته و از موضع مربی و معلم و مبلغ صورت می‌گیرد، علاوه بر داشتن هنر مخاطب‌شناسی و برخورداری از جواذب ظاهری و شکلی، می‌بایست‌با نشاط و شادی و با گشاده‌رویی با مخاطب برخورد نمود . روشن است که تاثیر سخن و رفتار چنین افرادی به مراتب بیش از افرادی است که از جواذب ظاهری برخوردار نبوده، از هنر مخاطب‌شناسی بی‌بهره‌اند و نیز در نوع برخورد رعایت ادب، وقار، نشاط و گشاده‌رویی را نمی‌کنند . البته، کسانی که از چنین هنرهایی بی‌بهره‌اند، فاقد نفوذ کلام نیز خواهند بود .
3 . به کارگیری ادبیات دلنشین به فراخور حال مخاطب: از دیگر نکات لازم‌الرعایت و از جهت صوری و شکلی در برخورد با مخاطب، به ویژه جوانان و نوجوانان، به کارگیری زبان و ادبیات شیرین و دلنشین به تناسب فهم و درک مخاطب است . قطعا نوع زبان، ادبیات و برخوردی که با یک کودک، نوجوان و جوان و یا فرد میان‌سال به کار می‌رود، باید متفاوت باشد . مربیان و معلمانی که در برخورد با افراد مختلف و مخاطبین متفاوت، به تناسب سطح فهم و درک مخاطب و با شناخت درست مخاطب، از شعر، استعاره و ادبیات زیبا و دلنشین استفاده کنند، صد البته کلامی نافذتر از دیگرانی دارند که از این هنر بی‌بهره‌اند و این‌ها حتما موفق‌ترند .
ب . رعایت اصول تکوینی و باطنی

مراد از اصول باطنی و تکوینی، اصولی است که فرد باید بدون فریب، اغوا، ظاهری ساده، دورویی و تصنع بدان معتقد بوده و عملا بدان ملتزم و پای‌بند باشد . اجمالا، محورهای زیر را می‌توان در قالب این اصول تکوینی و باطنی مطرح کرد .
1 . خیرخواهی و خلوص نیت در برخورد: اساسا از جمله رمز و راز موفقیت در زندگی و در هر کاری، خلوص نیت است . آن‌گاه که مخاطب احساس کند که مربی در بیان و رفتار خود جز خلوص نیت و خیرخواهی ندارد، با جان و دل سخنان او را پذیرفته و وی را به عنوان الگو می‌پذیرد .
2 . صداقت در گفتار: اگر جوان یا نوجوان احساس کند که مربی در گفتار خود صادق است و بدون کم‌ترین چشم‌داشت و به درستی و راستی قصد راهنمایی جوان یا نوجوان را دارد، البته، با جان و دل و صمیمانه کلام او را می‌پذیرد .
3 . ایمان و باور حقیقی به شایستگی‌های جوان و نوجوان: از دیگر اصول لازم الرعایت این است که مربی باید قابلیت، استعداد و ظرفیت‌ها و شایستگی‌های جوان و نوجوان را باور داشته باشد و او را بپذیرد تا بتواند در او تاثیرگذار باشد . اگر حقیقتا مربی به شایستگی‌ها و ظرفیت‌های جوان معتقد نباشد، چگونه می‌تواند او را هدایت و یا ارشاد نماید؟ لازمه تاثیرگذاری بر فرد، علاوه بر پذیرش، باور داشتن به ظرفیت‌های اوست .
4 . دوری و اجتناب از برخورد از موضع قدرت: از دیگر رمز و راز موفقیت‌یک مربی این است که به عنوان یک دوست و رفیق با جوان و نوجوان برخورد نماید . دوستانه و صمیمانه مسائل و مشکلات وی را به او متذکر شده و راه چاره‌ای برای آن بیابد . طبیعی است که برخورد از موضع قدرت و قوت، با لجاجت و عدم پذیرش نوجوان و جوان مواجه خواهد شد و بهترین راه موفقیت و تاثیرگذاری بر مخاطب این است که از در دوستی با او وارد شده و صمیمانه با او برخورد کرد، نه از موضع قدرت .
5 . پای‌بندی عملی بدانچه توصیه می‌کند: از دیگر رموز موفقیت مربی این است که بدانچه توصیه، راهنمایی و ارشاد می‌کند، خود عملا پای‌بند باشد . طبیعی است، کسی که خود به صفتی پای‌بند نیست و عمل نمی‌کند، در صورتی که آن را به دیگری توصیه کند، مورد پذیرش و مقبول واقع نمی‌شود .
با رعایت اصول تکوینی و باطنی فوق، کلام و رفتار مربی می‌تواند به خوبی در جوان و نوجوان تاثیرگذار باشد .
ج . شیوه‌ها و اصول رفتاری

مربی در برخورد با نوجوان و جوان علاوه بر رعایت اصول و قواعد شکلی و صوری و نیز اصول تکوینی و باطنی، که خود باید بدان متصف باشد، شیوه‌ها و اصولی را رعایت نماید تا با برخورداری از روان‌شناسی برخورد، بتواند بهتر و بیش‌تر تاثیرگذار باشد . غالبا این اصول را می‌توان در محورها و شاخص‌های زیر بیان نمود:
1 . سعه صدر، صبوری و مواجهه فراجریانی: صبر و استقامت، سعه صدر و برخورد فراجریانی در مواجهه با مسائل و مشکلات جوانان و نوجوانان از جمله اصول رفتاری مورد توصیه است .
2 . طمانینه در رفتار و اعتماد به نفس در گفتار: مربی و فرد تاثیرگذار باید از اعتماد به نفس کافی در گفتار و وقار و طمانینه لازم در رفتار برخوردار باشد .
3 . استخدام و به کارگیری علایق و سلیقه‌های مقبول و انگیزه‌های فطری نسل جوان: باید با شناخت ویژگی و خصوصیات رفتاری و گفتاری نوجوانان و جوانان و در واقع با مخاطب‌شناسی درست، دانست که از جمله ویژگی‌های این قشر، تجدد و نوگرایی، تحرک، تلاش، امید، آرمان‌خواهی، آرمان‌گرایی، آزادی خواهی، نشاط و طراوت، لطافت، غرور، احساس خوشبختی، منزلت‌طلبی، جسارت و . . . می‌باشد . می‌بایست‌با به کارگیری و استخدام علایق و سلیقه‌های معقول و متناسب با این ویژگی‌ها با او برخورد و رفتار کرد .
4 . التزام به توصیه و برخورد و تبلیغ غیرمستیقم: بهترین شیوه تاثیرگذاری، برخورد و رفتار وتبلیغ غیرمستقیم است . البته، نوع تبلیغ و برخورد بی‌واسطه و غیرمستقیم و غیرزبانی به مراتب مؤثرتر، کارآمدتر و تاثیرگذارتر از شیوه برخورد مستقیم و زبانی است .
5 . تاکید بر عزت نفس، تقویت‌خودباوری، وقار و اعطای شخصیت‌به مخاطب: از دیگر شیوه‌های رفتاری موردنظر در برخورد با نوجوانان و جوانان است . مخاطب نوجوان و جوان وقتی احساس می‌کند که مربی ضمن احترام گذاشتن به وی و تاکید بر عزت نفس وی، او را به عنوان یک شخصیت‌حقیقی و واقعی پذیرفته است و او را محترم می‌شمارد، به راحتی نه تنها سخنان او را می‌پذیرد که مجذوب و شیفته رفتار او می‌گردد .
6 . تحریک احساسات و عواطف: برای حسن تاثیر بر مخاطب، به ویژه نوجوان و جوان و با هدف تاثیر بیش‌تر و بهتر، ضمن شناخت روحیات و خلقیات مخاطب، با تحریک عواطف و احساسات وی می‌توان بیش از پیش بر او تاثیرگذار بود .
7 . استفاده هم‌زمان از اهرم تشویق و تنبیه: یکی از شیوه‌های صحیح تربیت و نیز برخورد شایسته و مناسب با مخاطب، تذکار صفات شایسته و بایسته و مناسب و مثبت و نیز صفات منفی مخاطب است . به عبارت دیگر، همان‌گونه که ترغیب، تحریک و تشویق مخاطب به کارهای شایسته و خوب لازم و ضروری است، منع، ردع و توبیخ و سرزنش وی در خصوص کارهای ناشایست نیز ضروری است . صرفا استفاده از اهرم تنبیه و یا تشویق مسیر و فرایند تربیت را دچار انحراف و افراط و تفریط خواهد نمود .
د . اصول حاکم بر طرز گفتار

از دیگر نکات لازم الرعایت و ضروری در برخورد با مخاطب، اصول حاکم بر گفتاراست که می‌توان آن را در چند محور بیان کرد:
1 . معلومات سنجی، گرایش فهمی و نیازسنجی مخاطب: باید ابتدا دانست که مخاطب به چه نوع مطالب، با چه زبانی و در چه قالبی و در چه سطحی نیاز دارد . به عبارت دیگر، معلومات سنجی، گرایش فهمی و نیاز سنجی پیش از القاء هر نوع مطلبی به مخاطب لازم و ضروری است تا نیاز سنجی درست صورت نگیرد و سطح فهم و نیاز مخاطب شناخته نشود، قطعا انتخاب نوع مطالب و نیز قالب ارائه و سطح مطالب بی‌معنا خواهد بود .
2 . پرهیز از افراط و تفریط در گفتار و رفتار: از دیگر اصول حاکم بر طرز گفتار است . در واقع، از یک سو، بیانات و سخنان طولانی، خسته کننده و بدون به کارگیری ظرفیت‌های گفتاری و کلامی و از سوی دیگر، بیانات و کلام کوتاه، مبهم و مجمل هر دو ناکارآمد و غیر کافی بود و وافی به مقصود نمی‌باشد .
3 . شروع سخن از بدیهیات و مسلمات: بیان و آغاز سخن از مشترکات طرفین بویژه اصول مسلم و بدیهی میان طرفین از دیگر ضروریات و اصول حاکم بر طرز گفتار می‌باشد .
*ساختار این متن از سخنرانی جناب حجت ‌الاسلام علی‌اکبر رشاد، در نشریه مسجد 52، ص 20، مهر و آبان 79 اخذ شده، سپس بازنویسی شده است.
منبع: www.hawzah.net

روشهای نظارت بر نوجوانان

متخصصان معتقدند نظارت مخفیانه می‌تواند جلوی رفتارهای پرخطر جوانان را بگیرد

رز قدیانی را که یادتان هست. هنوز آن‌قدر از پخش سریال اغما نگذشته که دختر معتاد و فریب خورده­ای را که دکتر پژوهان نجات داد، از یاد برده باشید. اگر شما هم پدر یا مادر باشید، دلتان نمی­خواهد خدای نکرده مانند والدین رز از زبان دیگران خبر معتاد بودن فرزند دلبندتان را بشنوید. نمی­خواهیم شما را بترسانیم اما برای اینکه قبل از دیر شدن بتوانید به نوجوان‌تان حالی کنید که او را دوست دارید و اجازه تجربه هر خطری را به او نمی­دهید، لازم است چهارچشمی مراقب او باشید. در این صورت است که خواهید توانست در صورت لغزش‌های کوچک، او را راهنمایی کرده و جلوی اتفاقات ناگوار را بگیرید.

اگر نوجوان شما امروز مصرف‌کننده مواد نباشد، هر زمانی این احتمال وجود دارد که فرزند سربراه شما هم تبدیل به یکی از هزاران مصرف‌کننده مواد مخدر شود. البته در این شرایط، درست نیست بدون تهیه مدارک کافی در مورد فرزندمان تصور اشتباه داشته و احساس نگرانی کنیم. فاجعه زمانی روی می‌دهد که والدین بعد از بقال سر کوچه می‌فهمند دلبندشان به آخر خط رسیده. شاید به این علت که منتظرند علایم تابلو را در رفتار و چهره فرزندشان ببینند؛ شما این اشتباه را نکنید. بعضی والدین هم منتظر می‌نشینند تا اولیای مدرسه آنها را احضار کرده و خبر از افت تحصیلی نوجوانشان بدهند. اگرچه از بین رفتن علاقه نوجوان به تفریح و سرگرمی، تغییر در گروه دوستان و افت تحصیلی از علائم اعتیاد است؛ اما وقتی این نشانه‌ها بارز می‌شوند که دیگر کار از کار گذشته و «مصرف تجربی و تفریحی مواد» تبدیل به «اعتیاد» شده. لازم است بدانید بیشتر نوجوانانی که مصرف مواد را شروع می‌کنند، در ابتدا، اتفاقی و به اصرار دوستان دست به این کار می‌زنند ولی به تدریج مصرفشان حالتی منظم پیدا می‌کند. ممکن است او حتی بیشتر از یک سال مصرف مواد به طور نامنظم را شروع کرده باشد؛ بدون اینکه هیچ نشانه‌ای در او دیده شود که بخواهد شما را به شک بیندازد.

یادتان باشد، علائم تابلوی مصرف مواد مخدر تنها زمانی بروز می‌کند که نوجوانی به مصرف مخدر اعتیاد پیدا کرده باشد وگرنه در زمان مصرف نامنظم یا همان مصرف تفریحی، علائم تابلو ممکن است برای مدت‌ها مخفی بماند.

مهم این است که ما به طور مداوم نوجوان را تحت نظر و کنترل داشته باشیم تا بتوانیم سرنخ‌ها را در همین دوران پیدا کنیم. البته این نظارت نباید به گونه­ای باشد که نوجوان‌تان احساس کند آزادی و استقلال او را کاملا از بین برده­اید بلکه باید به او بفهمانید که به روش کنترل نامحسوس او را می­پایید و نخواهد توانست مشکلی را از شما پنهان کند. پس بهتر است او هم به شما اعتماد کرده و خودش را به دردسری که به تجربه­اش نمی­ارزد، نیندازد.

10فرمان برای آنها که فرزندی سالم و نه معتاد می‌خواهنددر ادامه 10روش برای نظارت مخفیانه بر رفتار نوجوانان و شناسایی علامت‌های مصرف مواد مخدر در آنها – بدون اینکه متوجه کنترل شما شوند – ارائه شده است:
1 – به محض ورود نوجوان‌تان به خانه، او را در آغوش بگیرید و به دنبال تشخیص هرگونه بوی مشکوک مانند بوی مواد مخدر یا الکل باشید. این را در نظر داشته باشید که گاه استفاده از اسپری و عطر زیاد یا جویدن آدامس، ممکن است برای پنهان کردن بوی مواد مصرف شده باشد.

2 – نوجوانان تحت تاثیر مصرف مواد، معمولا پس از ورود به خانه مستقیما به اتاقشان می‌روند. سعی کنید بلافاصله پس از ورود فرزندتان به خانه، مکالمه مختصری را در حالی­که به چشمانش نگاه می‌کنید، با او داشته باشید. وجود لکه‌های قرمز رنگ در چشمانش، صحبت‌های نامفهوم و عدم تعادل می‌توانند از علائم مشکوک به مصرف مواد باشند.

3 – تا زمان ورود نوجوان‌تان به خانه، چراغ‌ها را روشن نگاه داشته و بیدار بمانید.

4 – از نوجوان‌تان بخواهید ساعت را به شما اعلام کند و طی این عمل نیز نحوه رفتار او را تحت‌ نظر داشته باشید.

5 – اگر چنانچه نوجوان‌تان به طور غیرمنتظره‌ای از شما اجازه خواست که شبی را بیرون از منزل یا در خانه یکی از دوستانش سپری کند و شما در این مورد احساس شک و تردید داشتید، به او جواب منفی دهید و خواسته‌اش را نپذیرید.

6 – برنامه‌ای متغیر و غیرقابل پیش‌بینی داشته باشید تا نوجوان‌تان نتواند برنامه‌های مخفیانه مصرف موادش را با برنامه‌های شما تنظیم کند. شاید اگر فرزندتان بداند که مادر و پدرش هر روز ساعت 7شب به خانه برمی‌گردند، بتواند برنامه مصرف با دوستانش را طوری تنظیم کند که شما متوجه نشوید ولی اگر شما در هفته یک یا 2روز به طور غیرمنتظره ساعت4 به خانه برگردید، او دیگر نمی‌تواند به این راحتی برنامه‌ریزی کند.

7 – از اینکه فرزندتان در خارج از خانه چه می‌کند، دقیقا اطلاع داشته باشید. دوستان و والدین دوستانش را ملاقات کنید و سعی کنید در فعالیت‌های مشترکشان حضور داشته باشید تا آنها را بشناسید. علاوه بر این، هر موقع تماس تلفنی گرفتند، از آنها بخواهید خودشان را معرفی کنند. همیشه نوجوان‌تان را تشویق کنید که دوستانش را در مواقعی که شما در خانه هستید، به خانه دعوت کند. به خاطر داشته باشید، هدف شما این است که مانع شوید نوجوان‌تان احساس کند در تجربه­های خطرناک، آزادی دارد.

8 – از همسایه‌تان درخواست کنید که به طور پراکنده و در هنگامی که بیرون از خانه هستید، نوجوان‌تان و فعالیت‌های او را تحت نظر داشته باشد.

9 – رفتار نوجوان‌تان را در محیط مدرسه کنترل کنید. از معلمانش بپرسید که آیا هیچ تغییر قابل توجهی در رفتار فرزندتان مشاهده کرده‌اند یا خیر؟

10 – در نهایت و مهم‌ترین نکته این است که به طور منظم با نوجوان خود در مورد مواد مخدری که شاهد مصرف آنها بوده و احساساتی که در مورد آنها داشته، صحبت کنید. همچنین اگر این تجربه را داشته، از او بخواهید که توضیح دهد چطور از عهده موقعیت مورد نظر برآمده است. تا جایی که می‌توانید با او صادق باشید و به او اطمینان دهید هر کاری که بتوانید برای رهایی‌اش از مصرف مواد انجام خواهید داد.

چگونه با نوجوانمان صمیمی شویم

وقتی به خانه می‌رسد فورا به اتاقش می‌رود، در را می‌بندد و شروع به صحبت کرد‌ن‌های تلفنی با دوستانش می‌کند؟ از این موضوع ناراحتید و نمی‌دانید چگونه می‌توانید رابطه‌ای صمیمی با فرزندتان ایجاد کنید؟ ؟ راهکارهایی به شما پیشنهاد می‌کنیم تا موفق‌تر از پیش باشید.
1) شناخت شخصیت نوجوان
مشکل اغلب والدین آشنا نبودن با ویژگی‌های دوران نوجوانی است. به همین دلیل رفتارهای ناخوشایند نوجوان را غیرطبیعی می‌پنداریم و همین امر سبب بروز عکس‌العمل‌های نادرست در ما شده و به تیرگی روابط با نوجوان می‌انجامد.
2) استفاده از روش تغافل
یکی از موثرترین روش‌های تربیتی در این دوره، روش تغافل یا نادیده گرفتن است. یعنی باید مسایل و مشکلات نوجوان را بزرگ نشان ندهیم یا ا ورا به لحاظ رفتارهایش دایم بازخواست نکنیم.
3) راهنمایی به جای دستور دادن
در برخورد با مسایل نوجوان از خودش کمک بگیرید و به او نشان دهید که نخستین مسوول حل مشکل او، خودش است و برای حل آن باید اقدام کند. والدین تنها وظیفه راهنمایی دارند و باید او را از عواقب کارش باخبر کنند.
4) آموزش
برای کاهش ترس و اضطراب‌های نوجوانی، آموزش‌های لازم درباره بلوغ، دوست‌یابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت، برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل باید آموزش داده شود.
5) برقراری رابطه دوستانه و عاقلانه
والدین با مراقبت دوستان و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجاد می‌کنند.
6) اعتمادسازی
والدین باید اعتماد نوجوان را نسبت به خودشان جلب کنند در غیر این صورت نوجوان برای حل مسایل خود به دیگران مراجعه می‌کند.
7) ارتباط کلامی، مقدمه ارتباط عاطفی
نوجوانان به ارتباطات عاطفی سخت نیازمندند. ارتباط کلامی مقدمه ایجاد ارتباط عاطفی است به همین دلیل والدین باید با تنظیم ساعات کاری خود و بسترسازی مناسب در منزل این فرصت را خود ایجاد کنند.
8) تاکید بر محبت و پرهیز از خشونت
ارتباط با نوجوان اگر بر پایه محبت و عشق باشد، سبب تامین اعتماد به نفس در او می‌شود اما اگر با فشار و خشونت همراه شود موجب اختلالات و دشواری‌های عصبی می‌شود.
9) الگوهای رفتاری والدین
نوجوانان نیاز دارند به شخصیت والدین خود تکیه کرده و از ‌آنان الگوبرداری کنند. به همین دلیل والدین باید سعی کنند شخصیتی مستحکم و باثبات داشته باشند.
10) پرهیز از مناقشات خانوادگی
نوجوانان به محلی برای ‌آرامش نیاز دارند. محلی امن و مستحکم. در صورتی که خانه محل مناقشات و جر و بحث‌های خانوادگی شود بهانه گریز نوجوان از خانه را فراهم می‌آورد.
11) گوش دادن
رمز ارتباط موثر با نوجوان خوب گوش دادن به حرف‌های اوست پس به سخنان او با علاقه گوش فرا دهید.
12) تکیه بر نقاط قوت
با مشاهده برخی ضعف‌ها، نوجوان را تحقیر و سرزنش یا با دیگران مقایسه‌اش نکنید. سعی کنید برای از میان بردن ضعف‌ها، بر نقاط قوت تکیه کنید.
13) انتظار به اندازه
فراموش نکنید همیشه باید به اندازه توان و ظرفیت وجودی از نوجوان انتظار داشت.
14) اجازه خطا کردن به نوجوان بدهید
کاری نکنید که نوجوان به دلیل خطا کردن احساس گناه کند . فرصت یافتن راه‌حل را به او بدهید تا او در آینده از مشکلات گریزان نباشد.
15) مشورت با نوجوان
نوجوانان می‌خواهند مستقل باشند. پس عقاید خود را بر آ‌نان تحمیل نکنید. بایستی او را تحمل کرد و با مشورت گرفتن از او در امور خانه در کسب استقلال یاری‌اش کرد.
16) فعال بودن نقش پدر در تر بیت نوجوان
نوجوانان به پدر بیش از هر چیز دیگری نیاز دارند. می‌خواهند که در خانواده بر او تکیه کنند. و او را الگوی خود قرار دهند.
17) پذیرش بدون قید و شرط
نوجوان را همانطور که هست بپذیرید نه آن طور که در رویا تصور می‌کنید. اگر نوجوان در خانواده مورد احترام قرار بگیرد، یاد می‌گیرد خودش را همان‌طور که هست بپذیرد.